تبليغاتX
سیب ترش

به نام او که در تمام ثانیه ها تنهایم نمی گذارد


خانه ابدیت آرام و بی تجمل است.چند شاخه گل زینت بخش آن و نام زیبایت به


وسعت مهربانی های تودر وسط سنگی سفید حکشده است.


خانه همه همسایه ها شبیه به هم است.اینجا دیگربوی از فخر خروشی نمی آید .


همه خفتگان همانند هم پارچه های سفید را درآغوش کشیده اند.


بوی غریبی فضا را پر کرده به گمانم بویتنهایست که تا ابدیت جاری میماند.


و تو تنهای دیروز امروز تنهاتر از همیشه سر بربالین سنگها گذاشته ای.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 1:38 به قلم سیب ترش |